






گزارش از: علیرضا جرجیسی
سلام
تصمیم گرفتیم یک برنامه ی فنی در منطقه آیی قیه سی اجرا کنیم. پنج شنبه با بچه های گروه آرامدلان که قبلاً برای اجرای یک برنامه ی فنی اعلام آمادگی کرده بودند هماهنگ کردیم که جمعه اونجا همدیگر رو ببینیم. صبح جمعه با امین به سمت آیی قیه سی حرکت کردیم. زیر دامنه ی کوه، کنار اون چند درخت بچه ها رو دیدیم و نشستیم و گپی زدیم و بعد به زیر کلاهک رفتیم و با دیدن عده ای که بر روی مسیرها در حال صعود بودند (بچه های گروه اورست که همه از چهره های جدید بودند) تصمیم گرفتیم به سمت بالا زیر مسیرهای جدیدی که امین با بچه ها چند هفته پیش باز کرده بودند بریم و اونجا کار کنیم مسیری که هنوز تجهیز نشده و توسط کارگاهی که در بالای مسیر زده شد، بصورت قرقره صعود شد.

ظهر پس از خالی شدن مسیر های زیر کلاهک به آنجا رفتیم و مسیر های متعدد توسط دوستان بصورت سرطناب صعود شد. حدود ساعت ۵:۳۰ با امین به سمت شهر حرکت کردیم و بچه ها حدود ساعت ۱۱با شروع بارندگی برگشتند.


من که بدلیل اسپاسم شدید عضلانی پس از تمرینات چند روز پیش در سالن از صعود هایم خیلی لذت نبردم، ولی میدونم که به بچه ها با صعود هاشون خیلی خوش گذشت.

این هم از گزارش برنامه ی این هفته، امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه.
گزارش از: علیرضا جرجیسی
سلام
تصمیم گرفتم یک برنامه سنگنوردی تو طبعیت اجرا کنم.
با دوستان راجع بهش صحبت کردم ولی اکثرا یا گرفتاری داشتن نمی تونستند بیان و یا خودشون برنامه خاصی تو ذهنشون داشتند.
خلاصه چهار نفر برای صبح قرار گذاشتیم که دو نفر صبح نیومدند ، با حامد یکی از بچه های سالن سنگنوردی دو نفری رفتیم امند هوا خیلی خوب بود.
رفتیم زیر مسیر بهار ؛ هر کدوم چند باری به صورت سر طناب اون مسیر و مسیر های اطرافش رو صعود کردیم.



نمی دونید چه لذتی داشت ، لذت صعود توی طبیعت اون هم بعد از مدت ها ، خیلی حس قشنگی بود
کمی هم روی مسیر های کوتاه کار کردیم.
یاد اون وقت ها افتاده بودم که با فرشاد و امین برای صعود به اون منطقه می رفتیم؛ چه روز های قشنگی بود؛ دوست داشتم مثل اون موقع ها اون ها هم اونجا بودند.
حسابی توی اون فضا غرق در خاطرات گذشته بودم که عصر شد و زمان بازگشت...
حدود های ساعت 5 عصر بود که برگشتیم.

به من که واقعا خوش گذشت، با خاطرات، طبیعت و مخصوصا صعود.
امیدوارم اگه جمعه برنامه ای بودید به شما هم خوش گذشته باشه...
گزارش از: علیرضا جرجیسی
به نام خالق کوه
چهارشنبه 1388/4/6
بعد از یک هفته دوندگی برای گرفتن وسایل که زحمت آن هم با آقای صدیقیان و صنعتی بود بالاخره با کوله های سنگین عازم صعود یخچال سبلان شدیم نفرات برنامه اقای صنعتی و بهزادیان از گروه کوهنوردی طلوع زنجان و موذنی از گروه کوهنوردی RockRovers.
ساعت 9 صبح با گرفتن ماشین دربستی به سمت سه راهی بیجار حرکت میکنیم .از مسیر حرکت ماشین ها توسط دوستانم مطلع شده بودم. مسیر از زنجان به بستان آباد و از آنجا به اردبیل و مشکین شهر وشهر لاری ودر آخر شابیل است بعد از عوض کردن چند ماشین وخرج کردن پول حسابی بالاخره در ساعت 2:30 کنار جاده خاکی بالاتر از چادر های عشایر که به نام کاوندی معروف است از ماشین پیاده میشویم.
با برداشتن کوله های سنگین به سمت یال زیر یخچال حرکت می کنیم بعد از گذشت 2 ساعت به جای مناسب برای چادر زدن میرسیم نوک یخچال دیده میشود. بعد از کمی استراحت شروع به زدن چادر می کنیم کمی بعد هوا تاریک می شود.نمی دانم چرا زمان در کوه برایم زود سپری میشود .تمام شب به فکر صعود فردا هستم آیا می توانم اولین کسی از زنجان باشم که صعود انفرادی روی یخچال سبلان را تجربه می کند... .
![]()
پنج شنبه 1388/6/5
با خوردن صبحانه ساعت 6 از چادر بیرون می زنیم هوا کمی سرد است با برداشتن وسایل فنی به سمت پای یخچال به راه می افتیم بعد از گذشت چند شن اسکی وسر بالایی بالاخره ساعت 10 به اول یخچال می رسیم . با دیدن شیب یخچال و شناختی که از کار فنی خود دارم تصمیم به انجام صعود انفرادی که مدتی ذهنم را به خود مشغول کرده بود می گیرم . با وجود بچه ها که در موقع لزوم میتوانند به عنوان تیم پشتیبانی به من کمک کنند طول اول با به کار گذاشتن 2 پیچ یخ و فرود با یومار زدن خود را به پایان میرسانم متوجه میشوم سرعت حرکت تیم طلوع بیشتر از من است سعی میکنم با سرعت بیشتر کار ها را انجام دهم با هر یومار نفس عمیق میکشم . طول های 2و3 با کار گذاشتن میانی صعود میکنم در طول 4، یخ کمی بلوری تر است برای احتیاط از 3 میانی استفاده میکنم . با این که بعد از زدن پیچ یخ دوباره آنها را باز می کردم تا یخ داخل پیچ را تمیز کنم اما در آخرکار مقداری یخ باقی می ماند. که برای رفع مشکل مجبور شدم پیچ یخ ها را داخل کاپشن قرار دهم تا دمای بدنم یخ آنها را آب کند.

طول 6و7 دیگر بچه ها از دیدم خارج میشوند من مانده ام با یخچال تازه متوجه بزرگی یخچال میشوم کمی ترس وجودم را فرا می گیرد اگر نتوانم به موقع کار را تمام کنم شب را باید کجا سپری کنم کاش بچه ها در روی قله منتظرم بمانند خستگی وفشار کار باعث شده سردرد بگیرم اما لحظه ای هم برای استراحت نمی ایستم طول های بعدی احتیاج به کار گذاشتن میانی نداشتند تیم طلوع که یک ساعت ونیم از من زود تر کار رو تمام کرده بود برای فیلم برداری 50 متری رو فرود انداختند تا آخر یخچال را با هم صعود کنیم این کار بچه ها به من دلگرمی داد.
150 متر آخر یخچال را با جمع کردن طناب که دیگر نیازی به آن نبود صعود می کنم . ساعت 4:30 کنار دریاچه سبلان ایستادم کمی خستگی وسرما ولی در قبال آن احساس شادی صعود انفرادی یخچال تمامی وجودم را در بر گرفت . با گرفتن چند عکس یادگاری به سمت پایین به راه می افتیم تمام مسیر به صعودم فکر میکنم . ساعت 5 به پناهگاه حسینه میرسیم. خانواده بهزادیان آنجا هستند شب را مهمان آنها می شویم.

جمعه 1388/6/6
صبح به سمت چادر حرکت میکنیم بعد از خوردن صبحانه وجمع کردن وسایل به سمت پناهگاه به راه می افتیم. با گرفتن ماشین به شابیل دوباره عوض کردن چند ماشین ساعت 4 ظهر به زنجان می رسیم.
گزارش: امین موذنی
طارم ـ ماسوله (مسیر نوکیان، تازه کند، اندره)
گروه کوهنوردی دماوند بروجرد





برای دیدن تصاویر بیشتر اینجا کلیک کنید!
ادامه مطلب
اردوی ششم انتخابی موستاق آتا _ دماوند، جبهه جنوبی
اردوی الوند که تمام شد همه منتظر اعلام نتایج بودند و کار را تمام شده فرض می کردند. اما امروز بیست و دوم اردیبهشت ماه، کمتر از 10 روز از اردوی الوند گذشته که دوباره باید سوار بر مینی بوس به اردویی دیگر برویم. دماوند، باز هم مسیر جنوبی...
احساس می کنم این مسیر برایم کسل کننده شده است. این بار دفعه ی هفتم است که دماوند را از مسیر جنوبی صعود خواهم کرد. اما چاره ای نیست، اردو است، اردوی انتخابی!...
ادامه مطلب
اردوي پنجم انتخابي هيمالياي استان زنجان
منطقه الوند همدان

دوباره اردو و تست و دوباره همت و تلاش. اصلاً به قول ابوالفضل عادت كرده ايم در اردو باشيم... اما اين اردو كمي متفاوت خواهد بود. طبق گفته برگزاركنندگان، اين اردو حكم اردوي انتخابي آخر را دارد و تقريباً تيم بسته خواهد شد و نفرات اعزامي مشخص مي شوند. از طرفي مربي و تستر ميزبان، آقاي جلال چشمه قصاباني از هيماليانوردان شاخص كشور است و نمي دانيم چه نقشه اي برايمان دارد. حتي مسير حركت و مسافت نيز نامشخص است. فقط گفته اند: كوهنوردي دشوار و استقامتي!...
ادامه مطلب
آخرین دقایق نوزدهمین روز از سال جدید است. تا به حال این تعداد کوهنورد آشنا را در ترمینال ندیده بودم. این بار به جای جمع شدن جلوی دفتر هیئت کوهنوردی، نفرات به اینجا آمده اند تا اولین اردوی سال جدید و در مجموع چهارمین (یا به قولی پنجمین!) مرحله انتخابی را پشت سر بگذارند.

ادامه مطلب
آخر ساله، داشتم گزارش برنامه ها رو مرور می کردم دیدم که گزارش جشنواره یخنوردی رو پست نکردم. بیشتر از یک ماه از برگزاری جشنواره گذشته و شاید دیگه خوندنش چندان لطفی نداشته باشه، حالا... اینو داشته باشین، سال جدید با چند تا ترجمه آپ می کنم.
گزارش جشنواره يخنوردي رودبار قصران- بهمن ۸۷

برای خوندن گزارش و دیدن عکسای جشنواره کلیک کنید...
ادامه مطلب
ستیزی زمستانه بر بام ایران
گذر از مسیر شمالی به جنوبی

یکشنبه ۴ اسفند ۸۷ _ جلسه هیات کوهنوردی
باز هم صعود، باز هم زمستانی، باز هم دماوند... و این بار کاری جدید و برای ما شاید، دور از ذهن: “گذر از جبهه شمالی و بازگشت از مسیر جنوبی”
صعود مسیر شمالی جزو برنامه صعودهای شش ماهه هیئت کوهنوردی است. شناسایی مسیر در پاییز انجام گرفته که شرایط جوی اجازه صعود تا قله را به تیم نمی دهد. راهنمایی های لازم در جلسه هیات ارائه می شود، وضعیت هوای روزهای آینده را از سایت های اینترنتی گرفته و حالا نوبت اعلام آمادگی نفرات است.
یکی پایش آسیب دیده، دیگری هنوز خستگی تست ها و اردوهای هیمالیانوردی از تنش بیرون نرفته، آن یکی چندان رغبتی به اجرا ندارد و نفر دیگر هم مشکل مرخصی شغلی دامنگیرش شده است. با این اوصاف مردد هستم که برنامه موفق خواهد بود یا نه. اما سعید (کریمی) از همه مشتاق تر است و دیگر دوستان را ترغیب می کند. سرپرستی برنامه را به عهده می گیرد و سر آخر تیم چهار نفره ما، متشکل از سعید کریمی، ابوالفضل زمانی، امین موذنی و فرشاد اسماعیل زاده به قصد صعود مسیر شمالی دماوند و بازگشت از جبهه جنوبی، کوله بار خود را می بندد...
ادامه مطلب

پس از چند هفته تمرین درای تولینگ بر روی گیره های داخل سالن، تصمیم می گیریم صعود با تبریخ و کرامپون را بر روی سنگ های طبیعی امتحان کنیم. دو جفت تبر یخ (یک جفت هفت گوهر و یک جفت هم Stubai اتریشی) و دو جفت هم کرامپون (یک جفت Stubai و یک جفت Camp) برمی داریم و با اضافه کردن کلاه کاسکت و طناب و... به طرف آیی قیه سی در شمال زنجان حرکت می کنیم. امین موذنی، سعید کریمی، اشکان علی محمدی و من.
با خوردن صبحانه زیر کلاهک حامد، در هوایی آفتابی و مطلوب آماده صعود می شویم. ساعت ۱۰ صبح است، جمعه ۱۸ بهمن ۸۷. امین کارگاهی برقرار می کند و مسیر سمت چپ کلاهک که شیبی تقریباً خفته دارد را امتحان می کنیم. قبلاً هم همین مسیر را صعود کرده بودیم ، اما بدون کرامپون و فقط با تبر یخ.
به تجربه متوجه می شویم که تبر یخ های هفت گوهر روی سنگ بهتر کار می دهد، در حالیکه با Stubai چند بار لیز می خوریم. هر چند که در واقع هیچ کدام این تبریخ ها مخصوص صعود درای تولینگ نیست. هر کدام یک بار صعود می کنیم. سعید که دستکش نپوشیده، حین صعود دستش روی سنگ کشیده می شود و امین مشغول پانسمان کردن.
کارگاه را جمع می کنیم. ساعت ۱۲ ظهر است. قرار بود تا ظهر برگردیم، اما مثل اینکه اشتیاق صعود اجازه برگشتن نمی دهد. بالای مسیر حامد می روم و از کارگاه زنجیری مسیر فرود می آیم و مسیر دیگری را برای صعود قرقره آماده می کنم.
یک صعود دیگر سهم هر کداممان است، البته در مسیری سخت تر. هیچکداممان نمی توانیم تا انتها صعود کنیم. ساعت ۲ بعد از ظهر است. طناب را جمع می کنیم و بر می گردیم.

ادامه مطلب

هفته آینده دومین مرحله ی اردوهای هیمالیانوردی استان اجرا خواهد شد، پس به همراه سعید (کریمی) تصمیم گرفتیم برای آمادگی بیشتر قبل از دماوند، صعودی به توچال داشته باشیم. مهرداد (وزیری) هم با ما همراه شد و پنج شنبه سوم بهمن ماه ساعت ۱۰:۴۵ شب با قطار عازم تهران شدیم. با اتوبوس خود را به ولیعصر رسانده و از آن جا با یک تاکسی تا دربند بالا رفتیم. در تاریکی هوا به طرف پناهگاه شیرپلا صعود کرده و دو ساعت بعد به پناهگاه رسیدیم. شب گذشته برف تازه باریده و همه جا را سفید پوش کرده بود. برای صرف صبحانه وارد شیرپلا شدیم. مثل همیشه شلوغ بود. همه جور کوهنوردی آمده بود. یکی با پوشاک مخصوص صعودهای هشت هزاری و دیگری با کفش اسپورتکس و شلوارک!
آماده صعود شده بودیم که فرزاد (آرج) هم خودش را رساند. ۹:۲۰ صعود را آغاز کردیم. کمی بعد من و سعید تصمیم گرفتیم سرعتمان را افزایش دهیم. ۱۰:۴۵ جانپناه امیری بودیم. نیم ساعتی منتظر فرزاد و مهرداد شدیم، اما از آن ها خبری نشد. ۱۱:۱۵ صعودمان را به طرف قله ادامه دادیم. هوا که تا این لحظه نیمه آفتابی بود، ابری شد و مه غلیظ منطقه را در برگرفت. میله های فلزی علامت مسیر کمک خوبی بود، ضمن اینکه سرتاسر مسیر پر از کوهنوردانی بود که در حال صعود و یا برگشت از قله بودند. در میانه راه به نفرات تیم استان تهران برخوردم که در اردوی آمادگی گاشربروم ۱ و ۲ به سر می بردند. نزدیک قله باد شدیدتر شد، همراه با مه ای غلیظ که اجازه دیدن دماوند را نداد.

کمتر از یک ساعت و نیم بعد به قله رسیدم. نیم ساعت بعد هم سعید آمد. چیزی خوردیم و منتظر بچه ها شدیم، اما خبری نشد. به طرف امیری به راه افتادم. یک ربع بیشتر از فرودم نگذشته بود که مهرداد و فرزاد را دیدم که بالا می آمدند. ظاهراً مهرداد حال خوشی نداشته و تصمیم گرفته اند آرام صعود کنند. ناهار را داخل جانپناه قله خورده، عکسی به یادگار گرفتیم و به طرف ایستگاه ۷ تله کابین فرود آمدیم. در ایستگاه ۵ به دلیل ازدحام جمعیت، نزدیک به دو ساعت در صف طویل تله کابین معطل شدیم و بالاخره خود را به ولنجک، تجریش و آزادی رساندیم. ساعت ۷ عصر با اولین اتوبوس راهی زنجان شده و برنامه را (از زنجان به زنجان) در زمانی حدود ۲۴ ساعت به اتمام رساندیم.

نفرات شرکت کننده:
۱. سعید کریمی (سرپرست)
۲. مهرداد وزیری
۳. فرزاد آرج
۴. فرشاد اسمعیل زاده


برنامه بدون هیچ پیش بینی اجرا شد. شنبه صبح که نه، ظهر بیدار می شوم و به این فکر می افتم که چند روز تعطیلی را کجا برویم. با امین (موذنی) تماس می گیرم، پیشنهاد صعود دماوند (جنوبی) را می کند. قبلاً در مورد دماوند با هم صحبت کرده بودیم، اما نه به شکل خیلی جدی. قبل از برنامه حتی یک بار هم همدیگر را ندیدیم. همه چیز با یک تماس و رد و بدل شدن چند اس ام اس مرتب می شود. بعد از این سال ها آنقدر با هم هماهنگ شده ایم که هر یک می دانیم چه چیزی بیاوریم و چه چیز را دیگری می آورد. بعد از ظهر امین سر کار است و من برای خرید مواد غذایی بیرون می روم، شب هم برای پرسیدن چند سوال و گرفتن راهنمایی به منزل آقای نجاریان می روم و البته با کوله ای پر از وسایل برمی گردم...
ادامه مطلب

راستش مردد بودم که این پست رو بذارم یا نه. شاید نوشتن گزارش برنامه بعد از بیشتر از یک ماه زیاد جالب نباشه. از علم کوه که اومدم، برنامه دماوند داشتیم و بعدشم یه مسافرت پیش اومد. این دو هفته آخرم مقصر امین بود که ما رو معطل دو صفحه تایپ کردنش کرد!
اما تصمیم گرفتم بنویسم. به هر حال "دیر نوشتن بهتر از هرگز ننوشتنه!"
برای خوندن گزارش کامل برنامه و دیدن عکسا اینجا کلیک کنید!
ادامه مطلب
صعود تیم امداد و نجات کوهستان سازمان هلال احمر زنجان به قله زردکوه بختیاری
صعود قلل زردکوه بختیاری از جمله برنامه های هلال احمر به منظور آمادگی هر چه بیشتر اعضای این سازمان بود که این صعود با شرکت ۱۵ استان و به میزبانی استان چهار محال و بختیاری در روز ۹ و ۱۰ مرداد ماه برگزار شد.

سه شنبه ۸/۵/۸۷
ساعت ۶:۳۰ صبح، ۴ نفر به همراه یک راننده با یک دستگاه نیسان پیکاپ از زنجان به سمت استان چهار محال و بختیاری و شهرستان کوهرنگ حرکت می کنیم. ساعت ۱۱ با توقف در بروجرد و صرف ناهار استراحتی کرده و با طی مسافتی دیگر، ساعت از ۵ گذشته که خود را به بخش چلگرد از توابع شهرستان کوهرنگ می رسانیم و وارد دبیرستانی شبانه روزی که محل برگزاری این همایش و اسکان تیم هاست، می شویم. پس از ثبت نام و پذیرش و با رسیدن دیگر تیم ها از ۱۵ استان کشور، برنامه صعود تشریح شده و مسئولین با معرفی یکدیگر راجع به شرایط اقلیمی منطقه توضیحاتی ارائه می کنند.

چهارشنبه ۹/۵/۸۷
ساعت ۷ صبح به راه می افتیم و با خودرو بیشتر از ۱ ساعت جاده ای خاکی را طی می کنیم تا به محل شروع کوهپیمایی برسیم. مناظر زیبا با دیدن عشایر منطقه زیباتر به نظر می رسند. به لاسوز (به معنی دره سبز) با ارتفاع ۲۵۴۰ متر که می رسیم، از ماشین پیاده شده و با تعدادی بیش از ۷۰ نفر به طرف محل برپایی کمپ حرکت می کنیم. ساعت ۱۲ به منطقه ای با ارتفاع ۳۲۵۰ متر می رسیم که رودی از برف های آب شده ارتفاعات در آنجا جاری است.
چادرها را برپا کرده و با صرف ناهار به استراحت می پردازیم. ساعت ۳ بعد از ظهر آماده بیرون چادر هستیم و در هوایی مطلوب راه قله را در پیش می گیریم. پس از تقریباً ۲ ساعت کوهپیمایی سبک به قله صخره ای "آب سفید" از مجموعه قلل زردکوه در خطه زاگرس می رسیم که سرپرستان میزبان ارتفاع آن را ۴۰۵۰ متر اعلام می کنند؛ هر چند دستگاه GPS چیزی بالاتر از ۳۷۷۶ متر نشان نمی دهد. از روی قله، دیگر قلل زردکوه مثل دو زرنه، کولونچی، هفت تنان و بلندترینشان شاه شهیدان با ارتفاع ۴۲۲۱ متر به چشم می خورند. با توقفی کوتاه بر روی قله به سمت چادرها سرازیر می شویم و شب را همان جا به صبح می رسانیم.

پنج شنبه ۱۰/۵/۸۷
ساعت ۶ صبح بیدار می شویم و بعد از صبحانه از دره ای جدای از مسیر صعود (دره آب سفید) راه برگشت را پیش می گیریم. دره ای زیبا با برف ها و یخچال هایی بازمانده از زمستان و همچنین رودخانه،تنگه و آبشاری زیبا که با وجود طولانی تر کردن مسیر، ارزش دیدن آن همه زیبایی را دارد.
روز از نیمه گذشته که خود را به ماشین ها رسانده و به سمت چلگرد به راه می افتیم. با اسکان در کنار چشمه و پارک گردشگری منطقه، مراسم اختتامیه مختصری برگزار شده و با صرف ناهار و اهدا لوح به هر تیم، راه بازگشت را در پیش می گیریم.
اعضای شرکت کننده در صعود:
- مهدی نظری
- بهروز قهرمانی
- امین موذنی
- فرشاد اسمعیل زاده (سرپرست)

ادامه مطلب
سبلان، عروس کوه های ایران
بر اساس تقویم ورزشی یکساله انجمن کوهنوردی دانشگاه زنجان، صعود سومین قله مرتفع کشور یعنی سبلان با ارتفاع ۴۸۱۱ متر را در پیش داریم.
صبح روز شنبه ۲۹ تیر ماه ۸۷ ساعت ۶ سوار بر مینی بوس شده و با هفت نفر به سمت اردبیل به راه می افتیم. با عبور از این شهر به سمت مغان و سپس منطقه قطور سویی حرکت می کنیم. ساعت ۳ بعد از ظهر است که به منطقه گردشگری قطور سویی رسیده و از آن جا با کرایه یک دستگاه لندروور جاده ناهموار پناهگاه شابیل را می پیماییم. پس از ساعتی به پناهگاه با ارتفاع 3700 متر رسیده و جبهه شمال شرقی سبلان و یخچال زیبایش را به نظاره می نشینیم. تیم های دیگری از شهر های بهبهان، تهران، تبریز و... در منطقه حضور دارند.

روز یکشنبه ساعت ۶ صبح بیدار شده و با صرف صبحانه ای مختصر، به سمت قله حرکت می کنیم. هوا نسبتاً گرم است و برف زیادی در منطقه باقی نمانده. ساعت ۱۰:۳۰ به قله و دریاچه بی نظیر عروس کوه های ایران با ارتفاع ۴۸۱۱ متر می رسیم و با گرفتن تعدادی عکس با پارچه نوشته دانشگاه زنجان به سمت پناهگاه بر می گردیم.

با جمع کردن کوله پشتی ها و سوار شدن بر لندروور به طرف قطورسویی به راه می افتیم. ساعت ۴ ناهار را همانجا با راننده که منتظر ماست صرف کرده و راه برگشت را پیش می گیریم. به سمت بندر انزلی و رشت حرکت می کنیم و با توجه به تاریکی هوا و خستگی نفرات شب را در ساحل به صبح می رسانیم و دوشنبه با تاخیری چند ساعته به علت نقص فنی مینی بوس به سمت جاده طارم و سپس زنجان به راه می افتیم.

نفرات این برنامه:
-
فرشاد حدادی
-
مسعود قلعه ای منفرد زنجانی
-
مهرداد قربانی
-
افشین ابراهیمی جم
-
امین موذنی
-
علیرضا جرجیسی
-
فرشاد اسمعیل زاده (سرپرست)

ادامه مطلب
این هفته برنامه گروه آرامدلان تمرین بر روی دیواره گلجیک بود. عصر پنج شنبه با آن ها همراه می شوم و به سمت دیواره گلجیک با ارتفاعی بیش از ۱۵۰ متر در ۵۵ کیلومتری جنوب غربی زنجان حرکت می کنیم.
بعد از خوردن شام، ساعت، حدود ۱۱ شب را نشان می دهد که تصمیم به صعود مسیر "داتیک" می گیریم. این مسیر با سه طول طناب و جمعاً نزدیک به ۸۰ متر ارتفاع، منتهی به گرده ای ساده و سپس قله منطقه می شود. و توسط اعضای گروه طلوع زنجان (محسن صنعتی، شهریار بهزادیان و نقی طاهری) گشایش و تجهیز گردیده. صعود شبانه این مسیر با درجه 5.10 بسیار لذت بخش است.

صبح فردا کار را با صعود مسیرهای اسپرت "طراحان" با درجه سختی 5.11ab و مسیر "برف" با درجه 5.12a ادامه می دهیم.

نفرات شرکت کننده:
-
میثم آرامیده
-
شهرام عیوضی
-
بهزاد معصومی
-
افشین ابراهیمی جم
-
حمید منتجبی
-
بهروز قهرمانی
-
فرشاد اسمعیل زاده

زنجان-ماسوله (مسیر اندره)
روز اول:
زنجان تا طارم (روستای دَرام): ۲ساعت (با ماشین) (مسیر آسفالت)
درام تا پل روستای نوکیان: ۲۰ دقیقه (با ماشین) (مسیر خاکی)
پل نوکیان (شروع پیاده روی) تا روستای تازه کند: ۲ ساعت
تازه کند تا روستای اندره (محل شب مانی): ۳ ساعت
روز دوم:
اندره تا گردنه جاده خاکی: ۱ ساعت
بالای گردنه تا ماسوله: ۲ ساعت و نیم



برای دیدن تصاویر بیشتر اینجا کلیک کنید!
ادامه مطلب
زنجان-ماسوله (مسیر هزار پله)
روز اول:
زنجان تا طارم (روستای دَرام): ۲ ساعت (با ماشین) (مسیر آسفالت)
درام تا سبزه میدان: ۱۵ دقیقه (با ماشین) (مسیر خاکی)
سبزه میدان (شروع پیاده روی) تا روستای سیاو: ۴ ساعت و نیم
سیاو تا کلبه های ییلاقی (محل شب مانی): ۳ ساعت
روز دوم:
مسیر جنگلی تا ماسوله: ۴ ساعت



برای دیدن تصاویر بیشتر اینجا کلیک کنید!
ادامه مطلب
اکیپ امداد و نجات کوهستان سازمان هلال احمر زنجان


قول داده بودم اواخر دی ماه دوباره بنویسم، اما یه مدت درگیر امتحانات و تعطیلات و ... بودم و فرصت نشد وبلاگ رو آپ کنم. در عوض تو این مدت تا می تونستم هر هفته و گاهاْ هفته ای دو بار با دوستان برنامه رفتیم. جای شما خالی!
از حالا سعی می کنم حداقل هفته ای یک بار آپ کنم. فعلاْ عکس های بعضی از این برنامه ها رو داشته باشید تا ترجمه های سعید برسه!
لرستان، خط الراس گرین، قله یال کبود ۳۸۵۰ متر:




زنجان،کلاهک آیی قیه سی، صعود رکاب:



زنجان، قله زنگیل آباد ۲۸۰۰ متر:







