"به وبلاگ تیم سنگنوردی RockRovers خوش آمدید!"

-
RockRovers اولین و تنها گروه منحصراْ سنگنوردی استان زنجان و اولین وبلاگ دو زبانه سنگنوردی در ایران است.
-
اعضای این تیم متشکلند از:
-
اکثر برنامه های گروه و مطالب این وبلاگ متمرکز بر سنگ نوردی است، هرچند کوهنوردی، یخ نوردی، غارنوردی، جنگل پیمایی و ... را نیز شامل می شود.
-
RockRovers هیچ گونه وابستگی به هیئت کوهنوردی، فدراسیون و دیگر گروه ها نداشته و کاملاْ مستقل و آزاد عمل می کند.
-
هدف از مطالب این وبلاگ، ارتقاء سطح آگاهی سنگنوردان و ارتباط و آگاهی از تازه های سنگنوردی جهان است و شامل بخش هایی چون: خبر داخلی،خبر خارجی،مطالب علمی،نقد و یررسی مسائل و همچنین گزارش برنامه و گالری عکس می باشد; که همه ی این موارد گامی است کوچک در جهت خدمت به نسل در حال انقراض سنگنوردان طبیعی کار در ایران (یا حداقل زنجان)!
-
کلیه مطالب این وبلاگ به دو زبان فارسی(Farsi) و انگلیسی(English) درج خواهد شد.
-
مطمئناْ نظرات، پیشنهادات و البته انتقادات سازنده شما همنوردان، ما را در انجام هر چه بهتر رسالتمان یاری خواهد کرد.
پایدار باشید! ![]()
مسابقات سنگنوردی قهرمانی کشور (بانوان) در دو رشته بولدرینگ و سختی مسیر از ۲۸ مهر ماه تا ۱ آبان در سالن سنگنوردی قرارگاه پلور برگزار شد که در پایان نتایج زیر رقم خورد:
در رشته بولدرینگ که بدون رده بندی سنی و به صورت OPEN برگزار شد، نفرات زیر به ترتیب مقام اول تا سوم را به دست آوردند:
-
نسرین عبدالرحیمی (تهران)
-
نگار ورشوچی (همدان)
-
فرناز اسماعیل زاده (زنجان)
در رده بندی تیمی، استان های تهران، زنجان و کرمان به ترتیب اول تا سوم شدند.
در رشته سرطناب (سختی مسیر) نیز که در سه رده سنی برگزار گردید، نتایج زیر به دست آمد:
-
نوجوانان:
-
فاطمه جعفری (کرمان)
-
سمیرا سهیلی (اصفهان)
-
فائزه یگانگی (چهار محال و بختیاری)
در رده بندی تیمی، استان های کرمان، اصفهان و چهارمحال و بختیاری به ترتیب اول تا سوم شدند.
-
جوانان:
-
ارغوان صداقت کیش (گیلان)
-
سایه تجلی زاده (کرمان)
-
ملیحه بایلر (خراسان رضوی)
در رده بندی تیمی، استان های گیلان، کرمان و خراسان رضوی به ترتیب اول تا سوم شدند.
-
بزرگسالان:
-
الناز رکابی (زنجان)
-
فاطمه سلیمانی (همدان)
-
فاطمه مقدادی (خراسان رضوی)
در رده بندی تیمی، استان های زنجان، تهران و خراسان رضوی به ترتیب اول تا سوم شدند.
از کدام ابزار حمایتی استفاده می کنید؟ (نظرسنجی سایت 8a.nu)

گری گری = ۵۵٪
ATC (ترمز اشتیت) = ١٩٪
ریورسو = ١١٪
سینچ = ٦٪
دیگر ابزارها = ۴٪
هشت فرود = ۳٪
ابزار کنترل شونده = ۲٪
منبع: سایت تخصصی 8a.nu
برگردان: سعید رشیدی نوین







گزارش از: علیرضا جرجیسی
در نظرسنجی سایت 8a که در آن از شرکت کنندگان خواسته شده بود برجسته ترین سنگنوردان پیش از سال ١٩٩٩ را انتخاب کنند، ولفگانگ گولیچ با کسب ۵٢٪ آرای ١٦٠٠ رای دهنده، جایگاه نخست را بدست آورد. شهرت ولفگانگ به خاطر اولین صعود مسیر Action Directe است که درجه سختی Xl یا 8c+/9a برابر با 5.14d را برایش پیشنهاد کرد (که بعدها به 9a افزایش یافت).
او پیش از آن اولین صعودهای با درجه 8b، 8b+ و 8c دنیا را به ترتیب بر روی مسیرهای Kanal im Rücken (١٩٨٤)، Punks in the Gym (١٩٨۵) و Wallstreet (١٩٨٧) انجام داده بود. هاینتز زک (Heinz Zak)، سنگنورد و عکاس اتریشی، راجع به او می گوید: "ولفگانگ بخاطر رفتار دوستانه و احترامش نسبت به دیگران، آنها را شیفته خود می کرد. او با شخصیت کمرو و متواضعش حس همدلی مخاطبش را برمی انگیخت و جذبه خاصی داشت."

منبع: سایت تخصصي 8a.nu
برگردان: سعید رشیدی نوین
این بار چندم است که مینویسم و بعد پاره می کنم. نمیدانم آیا کار درستی می کنم یا نه؟
اما بگذارید از همین اول بگویم قصدم تخریب اشخاص و به زیر سوال بردن توانایی کوهنوردانی که در اردوی هیمالیا نوردی شرکت کردند نیست فقط باز هم تکرار میکنم فقط می خواهم نظر شما را در مورد عملکرد هیات کوهنوردی در انتخاب تیم و خط زدن بچه ها بدانم.
اول از نامه خودم شروع می کنم که بعد از رفتن تیم با کلی بحث و تهدید به دستم رسید.
به نظر شما منظور کمیته هیمالیانوردی از نداشتن فرم مناسب بدنی چیست؟
تا به حال با این بدن 4 بار دیواره علم کوه، 2 بار دماوند، 4 بار سبلان و هزاران برنامه کوچک و بزرگ را با موفقیت صعود کردم .
دلیل بعدی خط خوردنم نداشتن تجربه کافی گفته شد.
باید یادآوری کنم کسانی در تیم بودند که 3 سال هم سابقه کوهنوردی نداشتند.
به گفته کمیته هیمالیانوردی اگر دماوند در ارتفاع 6000 بود صعود من غیر ممکن بود. بله من در اردوی آخر تا تپه ی گوگردی صعود کردم ولی تعداد صعودهای 3 قله بلند ایران که من در 2 سال آخر موفق به صعود آن شدم برابر است با جمع کل صعودهای 2 نفر اعزامی.
حالا کل صعودهای من هیچ اما بگذارید مطلبی را برایتان بگویم:
من تا به حال از قرص ارتفاع استفاده نکرده ام در صورتی که در دماوند تعداد زیادی از بچه ها و حتی مربیان برجسته استان استفاده کردند و باز قضاوت با شما.
حالا چند سوال از داخل اردوها که چه اتفاقاتی رخ داد تا این تیم اعزام شد:
چرا در اردوی الوند ودارآباد هر کدام به صورت جدا گفته شد و حتی آقای نجاریان پس از عذر خواهی با تاکید گفتند که اگر کسی در این اردوها نباشد خط می خورد؟
کسانی که در اردو ها حضور داشتند باید سخن آقای نجاریان را بخاطر داشته باشند:
گارد باز بازی کنیم پس
چرا در 3 اردوی آخر نتیجه ها به گفته مربیان محرمانه شد .....
اینگونه برداشت می شود که سرپرست و گردانندگان اصلی کس و یا کسان دیگری در پس پرده بوده اند .....
چرا برای جا گذاشتن یک چادر توسط یکی از بچه ها 3 ساعت جلسه با حضور نفر برگزار شد ولی برای خط زدن من جواب تلفن هم نمی دادند تا بعد از اعزام تیم آقای افشاریان بگوید حالا که تیم رفته و.....
حالا می خواهم از اتفاقات جالب اردو ها برایتان بگویم:
در آخرین اردو یکی از نفرات اعزام شده برای زدن چادر دو پوش از روش گل گشت استفاده می کند و پس از سوار کردن همه تیرک ها قصد برپا کردن چادر را دارد که در اینجا تجربه می شود سر خوردن و صد متری به دنبال تیرک دویدن که البته قصد نشان دادن آمادگی نفر بود.
مورد دیگر در اردوی آخر در حالی که شیب تندی را بالا می کشیم نگاهم به کفشهای کسانی که در تیم اعزامی بودند افتاد لحظه ای فکر کردم در امند هستم یکی بند کفشش باز و دیگری کرامپونش باز شده و نفر بعدی گترش را فراموش کرده و یکی هم به یادش افتاده که کرامپون چپ را راست بسته سعی می کند کسی نبیند .
خوب برویم سر حال و روز خودمان چرا در اردوی الوند وقتی خود نفر به علت ضعف بدنی از اردوها کنار کشید در تیم اعزام شد .
چرا مربیان حرفهای خودشان را خیلی زود فراموش می کنند اقای نجاریان بارها گفت که: (1 ساعت دیر از چادر بیرون بیایید ولی کامل)
اما دیر آمدن 8 دقیقه ای من وفرشاد از چادر در دماوند چوبی شد تا بر سر من زده شود بدون توجه به این که با پوشاک مناسب وکفش وگتر بسته آمدیم در صورتی که بقیه .....
برای آقای علی بیات منش چه نوع تمرین وجود داشت که ما از آن بی خبریم تعدادی از بچه های اعزامی در چند اردوی آخر یا شرکت نکردند و یا در مینی بوس بودند یا 1 ساعتی دیرتر به ما میرسیدند اما در اردوی آخر که کمتر از 2 هفته از اردوی قبلی برگزار شد چه شد که نفرات بر روی قله دماوند حتی به نفس نفس کشیدن هم نیفتادند؟
اما علی بیات منش ادعا می کند که در این یک هفته تمرینات شدیدی انجام داده اند.
راستی اقای نجاریان تست دوپینگ که از بچه ها گرفتید چه شد؟
و چرا باز مربیان به حرف های خودشان ارزش قائل نبودند و از اول اردوها گفتند که به خاطره پای آقای نجاریان اردوی آنچنانی نخواهد بود و آقای نجاریان گفتند که صعود های شما مشخص می کند که چه کسی در تیم باشد و حالا 2 صعود دماوند و1 سبلان وکلاس یخ و ... من چه شد و کسی که حتی یک برنامه امند اجرا نکرد و گزارش هم نداد در تیم گذاشته شد؟؟؟
نوشته شده توسط: امین موذنی
نمی دانم شما اسم این کار را چه می گذارید؟
کوهنوردی در اردوهای انتخابی شرکت می کند، تا وقتی وی جایگاه مناسبی در تیم دارد و اوضاع بر وفق مراد است، همه چیز عالی به نظر می رسد و نقطه ضعفی نمی بیند (یا نمی خواهد ببیند) اما به محض خط خوردن نامش (حال به حق یا نا حق، اصلاً نمی خواهم راجع به این قسمت ماجرا بحث کنم)
تمام آن نکات مثبت، یکباره منفی شده و آن همه تشکر و احترام جای خود را به توهین و بی احترامی های افسارگسیخته می دهد. آن هم در ورزشی که همواره داعیه اخلاق مداری داشته و همیشه در حیطه اخلاق، خود را یک سر و گردن از دیگر ورزش ها بالاتر می داند.
حقیقت امر کجاست؟
اگر اردوها کامل و عادلانه بوده پس این نوع نوشته ها با این ادبیات سخیف چرا و به چه منظور نگاشته می شود؟
اگر اردو ها و عملکرد فنی و اخلاقی مسئولین و مربیان تا این حد پر عیب و نقص بوده، چرا نویسنده تا قبل از کنار گذاشته شدنش هیچ اشاره ای در نظرات و گزارش هایش به نقاط ضعف نمی کند و حرفی به میان نمی آورد؟
آیا این چیزی غیر از یک ناهنجاری رفتاری است؟
به راستی ریشه ی این رفتار غیر ورزشی را کجا باید جستجو کرد؟
در این نوشته به هیچ وجه به دنبال بحث در مورد نفرات منتخب یا کنار گذاشته شده تیم موستاق آتا و یا درست یا نادرست بودن انتخابشان و یا ذکر نکات قوت و ضعف اردوها و مربیان و پاسخ به نامه های رد و بدل شده و تسویه حساب های شخصی نیستم.
هدف، تنها ابراز تاسف از یک ناهنجاری مرسوم، چرایی و چگونگی شکل گیری آن، ریشه یابی و راه های برخورد و جلوگیری از فراگیر شدن این عادت ناپسند در ورزش پاک کوهنوردی از دیدگاه بنده است.
الان ساعت ۱۲ ظهر روز یکشنبه ۲۹ شهریور است. من بعد از خواندن مطالب وبلاگ های دیگر، تنها در اتاقم نشسته ام و نظراتم را روی کاغذ پیاده می کنم و آقای نجاریان برای شرکت در مراسم نوعید پدر مرحومشان در تهران هستند.
پس پیشاپیش و قبل از هر اظهار نظری از خط شناسان، روان شناسان بالینی و جامعه شناسان تربیتی و غیره خواهشمندم مثل دفعات قبل و قبل تر، هر نوشته ای را به ایشان نسبت ندهند و به جای غرق شدن در حاشیه و طفره رفتن از تفکر، به متن نوشته توجه کنند.
حتما می خواهید بدانید قضیه چیست؟
خواندن این مطلب دلیل نگارش این مقاله شد.
تا پیش از این، نقطه مشترک هر گزارش برنامه و نظری از نویسنده اش، تعریف و تمجید از هیات کوهنوردی و مسئولین بویژه شخص نجاریان بود. (نگاهی به آرشیو خالی از لطف نخواهد بود) اینک با چرخشی 180 درجه ای و توهین به شعور خود و مخاطب خود، تمام نظرات و تفکرات خویش را زیر سوال می برد. آنجا که نویسنده ی وبلاگ که شاید چند سالی بیش از کوهنورد شدنش نگذشته باشد، و قطعاً با مرحوم اوراز برخوردی نداشته، به تعریف و تمجید او پرداخته تا در سایه ی آن به نجاریان بتازد و با متهم کردن مربی سابق خود به نامردی و ماکیاولی گری، این بار شدید تر از همه ی نوشته های اخیر، خویش خود را تخلیه کرده باشد.
توهین مستقیم و بی ملاحظه به مردی که تا قبل از قلم کشیدن بر نام ابوالفضل زمانی، از نظر وی استادی توانمند، فنی، با تجربه و با اخلاق به حساب می آمد و بعد از کنار گذاشتن ایشان یک شبه تبدیل به کوهنوردی متوسط، بی اخلاق، نامرد و ... شد.
آقای زمانی برای اطلاع شما عرض می کنم که:
مرحوم اوراز کوهنوردی بود (مثل همه ی کوهنوردان نامدار دیگر از جمله چشمه قصابانی، نجاریان، زارعی...)، با تمام خصوصیات خوب و بد و همه موافقان و مخالفان زمان خویش، اما اکنون جماعت زنده کُش مرده پرستی چون تو از او بتی ساختند دست نیافتنی که مظهر همه ویژگی های مثبت یک کوهنورد بی نقص است. تا به خیال خودت با زیرکی او را مقابل مظهر همه ی خصوصیات منفی، یعنی نجاریان قرار دهی، غافل از اینکه همان محمد اوراز در مصاحبه اش شاگردی کسانی چون آقاجانی و نجاریان، چشمه قصابانی، اولنج و ... را افتخار خود می داند.
(گاهنامه فراز، گروه اورست زنجان، شماره اول، زمستان 79 – مصاحبه از حمیدرضا عسگری نژاد)
بعید می دانم اگر امروز مرحوم اوراز با همان خصوصیات اخلاقی بارزی که ذکر کردی زنده بود و احیاناً روی نام تو، مثل خیلی های دیگر قلم می کشید، بر او هم نمی تازیدی و عقده پراکنی نمی کردی...
بگذریم؛ خنده دارتر وقتی است که برای آینده ی کوهنوردی زنجان نسخه هم می پیچی، جالب است که شخصی بدون هیچ (تاکید می کنم هیچ!) صعود شاخص کوهنوردی یا فنی، برای اساتید و پیشکسوتان این رشته خط و نشان بکشد، اولتیماتوم بدهد و جدول زمانی و چشم انداز بیست ساله هم تنظیم کند. ساده انگاری که بیشتر انسان را به یاد برخی از برنامه های مضحک ماهواره ای می اندازد که شخصی در آن سوی آب ها راحت لم داده و با خوش خیالی در مورد آینده ی کشور تز می دهد و لابد خود را برای نشستن بر تاج و تخت سلطنت در سلسله آینده آماده می کند(!)
کارگردانان این ماجرا چه کسانی هستند؟
اما چه شد که یکباره زمانی بعد از مدتی سکوت، قبول شرایط بوجود آمده و تبریک و آرزوی موفقیت برای تیم، تغییر موضع داد تا همه دوستان و مربیان و اردو را که تا قبل از خط خوردنش بی نقص به نظرش می رسید، زیر سوال ببرد و هر روز هم آتشش تندتر شود؟
قضیه بسیار ساده است، درست مثل سادگی شخص ابوالفضل زمانی.
همه کسانی که مدت ها هر یک جداگانه منتظر فرصتی برای عقده گشایی علیه هیات کوهنوردی، شخص نجاریان و نفرات برگزیده اردو ها بودند، هیچ فرصتی را برای تخریب بهتر از این گیرودار و برای این کار نیز هیچ شخصی را بهتر از جوان ضربه خورده و ساده لوح روستایی نیافتند و خود بدون حضور مستقیم، فقط به عروسک گردانی این ماجرا مشغول شدند.
فعلاً از نام بردن این افراد معذورم، اما ذکر همین نکته بس که این شبه کوهنوردان فقط در حوزه ی این شهر و استان خلاصه نمی شوند. هرچند تک تک این افراد در این پروسه بدنبال اهداف خاص خود و بعضاً مغایر با دیگران بودند، اما حداقل وجود دشمنی مشترک به نام نجاریان یا مجموعه هیات کوهنوردی، باعث پیوند موقت اینان تا اطلاع ثانوی شد.
اینان با تهییج ابوالفضل و تلقین این نکته که حق مسلمش ضایع شده و سپس قول طرفداری از او تا آخرین قطره ی خون! او را تحریک به نوشتن شکایت به ارگان های رسمی و بعد از نتیجه نگرفتن از آن، یاوه گویی و استفاده از ادبیات لمپنیسم در وبلاگی کردند که روزی مختص گزارش برنامه ها و خبرهای کوهنوردی بوده و نویسنده اش در معرفی، خود را کوهنوردی تازه کار، عاشق طبیعت و زیبایی و... به شمار می آورد.
چه باید کرد؟
نان به نرخ روز خوری و تغییر موضع 180 درجه ای افراد بعد از اینکه متوجه می شوند شرایط بر وفق مرادشان نیست و آنطور که می پنداشتند پیش نمی رود، معضل تازه ای نیست. این سوء رفتار هم فقط مختص کوهنوردی و یا اصلاً حوزه ی ورزش نیست، بلکه ریشه های این ناهنجاری را باید در طول تاریخ و فرهنگ بسیاری از ما ایرانیان جستجو کرد. مشکل آنقدر گسترده است که نمی توان آن را با برخوردی رادیکالی و کوتاه مدت ریشه کن کرد.
اما به نظر من، تنها راه موثر موجود در این برهه، به رسمیت نشناختن این افراد، عدم مشروعیت بخشیدن به آنان و در یک کلام، طرد کامل این اخلاق و صاحبان این اخلاق از حوزه مقدس ورزش کوهنوردی است. من به شخصه از منتقدان سیاست های هیات کوهنوردی و فدراسیون هستم و این را در نوشته ها و گزارش اردو ها انعکاس داده ام و چنین حقی را برای همه نیز قائلم. اما در عین حال معتقدم که برای انتقاد نیازی به حرمت شکنی و توهین نیست و با نادیده گرفتن تمام نکات مثبت و تک بعدی دیدن قضایا به صورت سیاه سیاه یا سفید سفید، تنها شعور خود را نادیده گرفته ایم و از خط انصاف و بلوغ فکری دور شده ایم و بس. ابوالفضل و دوستان از قلم افتاده دیگر می توانستند عضو موثری در تیم موستاق آتا باشند و در هر حال، حق انتقاد و احقاق حق را برای ایشان قائلم، اما سخن من نه در مورد بودن یا نبودنشان در تیم بلکه رفتار و عکس العمل دور از شأن ایشان بعد از کنار گذاشته شدن آنها است.
در واقع تا وقتی این افراد راه برخورد صحیح و در شأن خود را یاد نگرفته اند، نباید انتظار رسیدگی به اعتراضات یا پاسخ گویی، حال از طرف هر مقام مسئول یا شخصی را داشته باشند. هر چند اشاره به این نکته امیدوار کننده است که همزمان با بالا رفتن سطح آگاهی کوهنوردان، این فرآیند نیز خود به خود در حال انجام است و با نگاهی اجمالی به این ماجرا و بازتاب آن، این طور به نظر می رسد که جامعه کوهنوردی مدت هاست که صاحبان این خلق ناپسند را کنار نهاده است. شما این طور فکر نمی کنید؟
نوشته شده توسط: فرشاد اسماعیل زاده
سلام
تصمیم گرفتیم یک برنامه ی فنی در منطقه آیی قیه سی اجرا کنیم. پنج شنبه با بچه های گروه آرامدلان که قبلاً برای اجرای یک برنامه ی فنی اعلام آمادگی کرده بودند هماهنگ کردیم که جمعه اونجا همدیگر رو ببینیم. صبح جمعه با امین به سمت آیی قیه سی حرکت کردیم. زیر دامنه ی کوه، کنار اون چند درخت بچه ها رو دیدیم و نشستیم و گپی زدیم و بعد به زیر کلاهک رفتیم و با دیدن عده ای که بر روی مسیرها در حال صعود بودند (بچه های گروه اورست که همه از چهره های جدید بودند) تصمیم گرفتیم به سمت بالا زیر مسیرهای جدیدی که امین با بچه ها چند هفته پیش باز کرده بودند بریم و اونجا کار کنیم مسیری که هنوز تجهیز نشده و توسط کارگاهی که در بالای مسیر زده شد، بصورت قرقره صعود شد.

ظهر پس از خالی شدن مسیر های زیر کلاهک به آنجا رفتیم و مسیر های متعدد توسط دوستان بصورت سرطناب صعود شد. حدود ساعت ۵:۳۰ با امین به سمت شهر حرکت کردیم و بچه ها حدود ساعت ۱۱با شروع بارندگی برگشتند.


من که بدلیل اسپاسم شدید عضلانی پس از تمرینات چند روز پیش در سالن از صعود هایم خیلی لذت نبردم، ولی میدونم که به بچه ها با صعود هاشون خیلی خوش گذشت.

این هم از گزارش برنامه ی این هفته، امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه.
گزارش از: علیرضا جرجیسی
سلام
تصمیم گرفتم یک برنامه سنگنوردی تو طبعیت اجرا کنم.
با دوستان راجع بهش صحبت کردم ولی اکثرا یا گرفتاری داشتن نمی تونستند بیان و یا خودشون برنامه خاصی تو ذهنشون داشتند.
خلاصه چهار نفر برای صبح قرار گذاشتیم که دو نفر صبح نیومدند ، با حامد یکی از بچه های سالن سنگنوردی دو نفری رفتیم امند هوا خیلی خوب بود.
رفتیم زیر مسیر بهار ؛ هر کدوم چند باری به صورت سر طناب اون مسیر و مسیر های اطرافش رو صعود کردیم.



نمی دونید چه لذتی داشت ، لذت صعود توی طبیعت اون هم بعد از مدت ها ، خیلی حس قشنگی بود
کمی هم روی مسیر های کوتاه کار کردیم.
یاد اون وقت ها افتاده بودم که با فرشاد و امین برای صعود به اون منطقه می رفتیم؛ چه روز های قشنگی بود؛ دوست داشتم مثل اون موقع ها اون ها هم اونجا بودند.
حسابی توی اون فضا غرق در خاطرات گذشته بودم که عصر شد و زمان بازگشت...
حدود های ساعت 5 عصر بود که برگشتیم.

به من که واقعا خوش گذشت، با خاطرات، طبیعت و مخصوصا صعود.
امیدوارم اگه جمعه برنامه ای بودید به شما هم خوش گذشته باشه...
گزارش از: علیرضا جرجیسی
طبق نظرسنجی سایت تخصصی 8a از حدود ۳۵۰۰ رای دهنده مستقل، "بهترین کفش های سنگنوردی" برگزیده شدند. از آنجا که شاید ١٥ تا ٢٠ کمپانی مختلف به تولید کفش های سنگنوردی می پردازند، جالب توجه است که La Sportiva و Five Ten به ترتیب ٤٨ و ۳١ درصد آراء را از آن خود کرده اند. البته اگر ملاک سنجش، "ارزش کفش در برابر بهای پرداختی" در نظر گرفته می شد، شاید نتایج متفاوتی بدست می آمد.

منبع: سایت تخصصی 8a.nu
برگردان: سعید رشیدی نوین



